|
|
|
||||
|
روزهیجده ام شعبان ماه
1345هجری قمری بود که در خانه مردی روحانی به نام قاضی یحیی از اهل باهوکلات
شهرستان چابهار پسری به دنیا امد . آن مرد درآن لحظه به تحقیق عالی ترین رویای عمر
خویش دست پیدا کرد . قاضی یحیی که خود از روحانیون مطرح در آن زمان بود و مردم
برای حل مسائل شرعی گوناگون نزد وی مراجعه می کردند ، قاضی یحیی نام پسر را محمد
عبدالله گذاشت . یک سال پس از تولد عبدالله پدرش به اتفاق خانواده باهوکلات به
شهر راسک مهاجرت کردند پس از انجا سرانجام به پیشین کوچ کردند واقامت گزیدند. نخستین استاد او مادر بزرگوارش بود و پس از پنج سالگی کتابهای فارسی و عربی را در زمینه
صرف و نحو عربی و دین و اخلاق ودیگر علوم متداول نزد پدرش ادامه داد وعبدالله در
سنین جوانی علوم معمول ان زمان را آموخت ولی او تشنۀ اموختن دانش بود و امکانات کم
کتابخانه و مدرسۀ کوچک پدر برای او کفایت نمی کرد ، وی در سال1371 هجری قمری جهت
ادامه تحصیل به مدرسه بزرگ مظهرالعلوم کراچی که شاخه ای از مدرسه دارالعلوم دیوبند
هندوستان بود روانه شد و از استادان بزرگی چون مولاناعلی محمد سندی که یکی از
استادان اقبال لاهوری بوده فیض می برد پس از دو سال اقامت در کشور پاکستان و تکمیل
تحصیلات خود به او پیشنهاد تدریس در مظهرالعلوم داده شد ولی با عدم موافقت پدرشان مواجعه
شد پس از باز گشت امام جماعت منطقه ای در گوادر برگزیده شد اما دیری نگذشت که
پدرشان در سال 1373 قمری در شهر مدینه منوره دچار بیماری شد پس از چند روز در گذشت
همانجا به خاک سپرده شد مردم شهر پیشین جای خالی قاضی یحیی را احساس کردند واو را
به عنوان امام جمعه و جماعت برگزیدند اما در سال 1408 قمری (1367شمسی)در سن 63
سالگی برای دهمین بار عازم حج شد پس از مناسک حج به طور کامل تاریخ 23 ذی حجه
1408قمری مطابق با 16 مرداد ماه 1367 بود می خواست از مرز کشورهای قطر عربستان به
امارات برود و از انجا به ایران برگردد اما سرنوشت به گونه دیگری بود او با چند
نفر از همراهان خود با اتومبیل از مرز قطر به سوی شهر العین در حرکت بودند تا
اینکه با پنچر شدن اتومبیل کنترل فرمان از دست راننده خارج شد و اتومبیل سر نگون
گردید ومولانا روانبد پس از چند دقیقه دعوت حق را لبیک گفت به دیار باقی شتافت و
آرامگاه او در کشور قطر است...فقط آرزوی او خدمت به خلق وپیشرفت وطن بود...
یادش گرامی روحش شادباد
+
نوشته شده در سه شنبه 10 شهریور1388ساعت 14:17 توسط دادشاه
|
|
|||||
|
|||||